من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم

من اینجا بس دلم تنگ است  

 وهر سازی که می‌بینم بد آهنگ است 


+  انگار که باید به نصیحت اخوان ثالث گوش بدم و قدم در راه بی فرجام بگذارم!



خوندن پست قبلی به شدت ثواب داره...

کامنت گذاشتن اجر عمل رو بالا میبره!

  • آرش وکیلی
  • جمعه ۲۱ مهر ۹۶

عزب اوقلی خان و عابربانک‌زاده‌ی هدایتی!


جناب آقای حاج آقا عابربانک‌زاده‌ی هدایتی

خودپرداز محترم باشگاه پرسپولیس

سلامُ علیکم


اینجانب یک عدد جوان عزب اوقلیِ بیکارِ دهه شصتی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد از دانشگاه سراسری بووووووق (اسمش رو نمیگم که مسئولین خجالت نکشند) با 8 عدد مقاله در طرح‌ها و سایزهای مختلف اعم از ISI علمی پژوهشی و همایشی ولی فاقد هرگونه ژن خوب دارای سابقه همکاری با ارگان‌ها نهادها سازمان‌ها و... در قالب طرح‌های بیگاری و سواری دادن به کارفرمایان محترم بوده و اینک با رانندگی تاکسی و دریافت مبلغ به ازای هر نفر حداکثر 1000 تومان گذران زندگی می‌نمایم.

 از آنجا که تمام کمک‌های بلاعوضی را که حضرتعالی به باشگاه معزز پرسپولیس می‌پردازید «خرج عطینا» می‌شود و محض نمونه یک میلیارد و ششصد میلیونی که باید صرف گرفتن رضایت نامه عالیجناب طارمی از ریزه اسپور می‌شد تبدیل به پورشه‌ی حضرت آقای گل شده تا زیر پای مفخمشان بیندازند و در مناطق شمال تهران دور دور نمایند!!!‌ لذا تقاضا دارم بجای چنین کمک‌هایی که حتی مدیران باشگاه منکر آن‌ها می‌شوند نصف مبلغ مذکور را به این هوادارِ کوچک باشگاه بدهید تا علاوه بر اشتغال خودم، مقدمات کارآفرینی برای چند فارغ‌التحصیل نخبه را نیز فراهم آورم.

با تشکر فراوان اعلام می‌دارد آمادگی پذیرش هرنوع شغلی وجود دارد، کار خود را به ما بسپارید! تا حقوقتان را به بهترین نحو برایتان خرج نماییم!!!

ضمناً پایان نامه می‌نویسیم مقاله استخراج می‌کنیم، شما را دربست تا مقصد می‌بریم آب حوض می‌کشیم آهن پاره، مس قراضه خریداریم...


رونوشت:

1. حضرت وزیر الورزشین و سلطان الگردشین بدون عکس با شرت و کفش ورزشی و قس علی هذا مسعودخان سلطانی فر!

2. مفخرالاولیا مشفق العلما رئیس الروسای فوتبال ایران تاج ورزش کشور و به ویژه اصفهان حفظه الله!

3. خندان المعاونین فی امور المشفقین و الکفاشین استاد کفاشیان زاده

4. تقی تاکسی کارشناس مسائل سیاسی خاورمیانه





پی‌نوشت: ممنون که کانال خمارمستی را دنبال می‌کنید...

* خرج عطینا ضرب المثل تشریف دارن یعنی خرج باطل (الکی)، پولی که به مصرف درستی نرسیده باشد. اطینا و اتینا هم می‌نویسندش
**  این پست هم کامنتی تشریف داشتن که واسه این پست وبلاگ الدین نوشتم.


در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی
مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
                                                       حضرت حافظ


  • آرش وکیلی
  • پنجشنبه ۲۰ مهر ۹۶

هستم ولی خسته م

احساس می‌کنم خمارمستی خیلی خسته است.

دیگه کسی اینجا رو نمی‌خونه...

قبلنا با دوستای وبلاگیم یه انس و الفتی داشتیم که تا یه مدت یکی نبود بقیه میومدن سراغ احوال می‌گرفتن که هی فلانی! حواست هست نیستی؟ حواست هست که ما دلنگرانتیم...

دروغ چرا منم دیگه خیلی وقته سراغ کسی رو نمی‌گیرم

چقدر درد دلایی که تو وبلاگستان برای هم می‌نوشتیم! آدمایی که هیچوقت همو ندیده بودیم و همدیگه رو دوس داشتیم

منم مث خمار خسته ام. اونقدر بالا پایین چشیدم این چندسال اخیر که واقعا نیاز دارم تغییرات اساسی تو زندگیم رخ بده

فردا یه روز سرنوشت سازه واسه من. شاید جوری که مسیر زندگیم کلا عوض شه، نمیدونم چی پیش بیاد

توکل به خدا

دعام کنید



  • آرش وکیلی
  • سه شنبه ۱۸ مهر ۹۶

دوباره بیکاری

وقتی که یه روزنامه توقیف میشه هیئت تحریریه‌ش کجا باید برن؟

 چیکار باید کنن؟

 کی باید ازشون حمایت کنه؟
کی قراره این ضربه‌ی روحی و مالی رو که به هیئت تحریریه وارد میشه رو جبران کنه؟

بابا روزنامه‌نگار جماعت چندرغاز بیشتر درآمدش نیست... 

هیچ مدیرمسئولی حتی دلش واسه هیئت تحریریه‌ش نمی‌سوزه چه برسه به مسئولای مملکتی

بعضی مدیرمسئولا حتی بابت شوی تبلیغاتی هم شده عاشق توقیف شدن روزنامه‌هاشونن!


  • آرش وکیلی
  • شنبه ۱۵ مهر ۹۶

لکه‌ی ننگی که پاک نمی‌شود


خبر کوتاه و وحشتناک است. حتی برای ساختن فیلم‌های ژانر وحشت هم هیچ کارگردانی به سراغ چنین سوژه‌ای نمی‌رود. مرکز فوریت‎های پزشکی زنجان اعلام کرده است که: «دست کارگر، در دستگاه گیر کرده و در تلاش برای درآوردن دستش، سر او  هم گیر می‎کند و تقریباً سر این کارگر قطع شده است.» ناگهان قلبت از کار می‌ایستد! مگر می‌شود چنین اتفاقی بیفتد؟ وزیر کار بیاید و در عوض تمام سوال‌هایی که جواب نداده درباره‌ی سطح ایمنی و میزان آموزش پرسنل در شرکت راشا کاسپین زنجان توضیحاتی ارائه دهد. اصلا مگر می‌شود چنین فاجعه‌ای را توضیح داد یا توجیه کرد؟


وقتی که پیگیر ماجرا می‌شوی درد دیگری هم بر دلت می‌نشیند تا بیش از این وزیر رفاه، کار و تامین‌اجتماعی را بازخواست نکنی! چرا که اگر مردم در رفاه بودند که به هرکاری تن نمی‌دادند! این روزها هرکسی به هرکاری تن می‌دهد. مثلا مرحوم محمد جعفری ۲۸ ساله، همان کارگری است که در کارخانه‌ی مذکور، جان خود را به فاجعه‌بارترین شکل ممکن از دست داده‌است. او قهرمان ووشو بوده و دارای عنوان قهرمانی ملی و یک مقام بین‌المللی از کشور ایتالیا است. آقای وزیر ورزش و رؤسای فدراسیون‌های رزمی بیایند و بگویند برای ورزشکارانمان چه کرده‌اند و چه حقی از قهرمانان بر گردن خود می‌دانند که هنوز ادا نشده‌است؟ اصلا خبر دارند که چنین بلایی بر سر یک ورزشکار آمده یا خود را به خواب زده‌اند؟


مرحوم «محمد جعفری» با مدال طلای ۲۰۰۵ در ایتالیا، داور و مربی فعال در زنجان، نسبتی با "محمدرضا جعفری" ملی‌پوش شاخص ووشو ندارد. محمدرضا جعفری اهل کاشان است اما محمد جعفری ووشوکار استان زنجان بود. 


فاجعه به همین‌جا ختم نمی‌شود. این بار بی‌مسئولیتی و کم‌توجهی دامان اهالی رسانه‌ را می‌گیرد و چند رسانه مجازی به اشتباه عکس «محمدرضا جعفری» قهرمان شناخته‌ی ووشو را به جای آن مرحوم منتشر می‌کنند. محمدرضا جعفری هم فیلمی در اینستاگرام می‌گذارد و خبر از سلامتی خودش می‌دهد. این فیلم در کانال‌های میلیونی منتشر شده و جای خبر اصلی و فاجعه را می‌گیرد. حالا بسیاری به اشتباه تصور می‌کنند، مرگی در کار نبوده و کل خبر، کذب است.


 ای کاش محمدرضا جعفری در ویدیوی خودش، مرگ دلخراش ورزشکار هم‌رشته‌ای را به خانواده داغدارش تسلیت می‌گفت و ای کاش اهالی رسانه بیشتر دقت می‌کردند و ای کاش وزارت ورزش حواسش به قهرمانانش بود و ای کاش وزارت کار حواسش به کارگرانش بود... ای کاش...


 کانال خمارمستی با مطالب متنوع به روز می شود...


المنة لله که در میکده باز است

زان رو که مرا بر در او روی نیاز است

خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی

وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است

                                 حضرت حافظ


  • آرش وکیلی
  • چهارشنبه ۱۲ مهر ۹۶

چشم باز، ایستاده می‌خوابم مثل اسبی که توی اصطبله


با تمام وجود غمگینم، مثل وقتی که زن نمی‌سازه
مثل وقتی که دوست می‌میره، مثل وقتی که تیم می‌بازه
با تمام وجود غمگینم، مثل اوقات تلخ تنهایی
فکر کردن به سکس با رویا، شرم احساس زود ارضایی...


گاهی هیچکس نمی‌تونه دل آدم رو آروم کنه
پاییز شده برگهام داره می‌ریزه...
  • آرش وکیلی
  • سه شنبه ۱۱ مهر ۹۶

لینک دو پست قدیمی عاشورایی

لینک پست شمرخوان و همینطوز پست کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا  را که بالای صفحه چسبانده بودم فعلا اینجا میذارم تا دوستان بتونند دسترسی داشته باشند و احیانا اگر کسی خواست پاسخ کامنتهاش را بخونه راحت باشه.

 

این پست موقتی است و حذف می‌شود.

  • آرش وکیلی
  • دوشنبه ۱۰ مهر ۹۶

آقای وزیر کلاهتان را بالاتر بگذارید!

شهریور امسال به نحوی تمام شد که شاید بیش از هر زمانه‌ی دیگری از 38 سال گذشته اسم کارگران و حق و حقوق ایشان بر زبان‌ها افتاد و هر روز عرق شرمی بر پیشانی ما مردم عادی نشاند و این سوال را بار دیگر مطرح کرد که آیا مسئولان و متولیان رسیدگی به امور کارگران هم چنین حسی داشته‌اند؟ آیا ایشان همچون گذشته سکوت کرده‌اند تا به دنبال راه‌های بهتری برای ماله‌کشی اخبار داشته باشند؟ در این نوشته‌ی کوتاه به فاجعه‌ی کارخانجات هپکو و آذراب اراک نمی‌پردازم چرا که یک سال بدون حقوق سر کردن و در نهایت سرکوب با کتک، چنان غم انگیز است که اگر تمام متولیان امور از کارشان استعفا هم بدهند نمی‌توان بی‌مسئولیتی ایشان را بخشید.
اما این تمام اخبار نبوده‌است. در یک هفته گذشته با اتکا به اخباری که در خبرگزاری‌ها منتشر شده‌ دستکم ۱۳کارگر جان خود را از دست داده‌اند.
۲۳شهریور خبرگزاری‌ها از کشته‌شدن یک کارگر ۱۸ ساله در یک قالیشویی در قائمشهر بر اثر برق گرفتگی خبر  دادند. بیست و پنجم یک خودرو با سه نفر از نیروهای خدمات شهری شهرداری شهرستان محمودآباد برخورد کرد که یک نفر آنها کشته شد.
بیست و هشتم شهریور مرگبارترین روز شهریور ماه برای کارگران بود. در این روز تونل چری کوهرنگ فرو ریخت و سه نفر در این حادثه جان خود را از  دست دادند و سه نفر از کارگران یک شرکت دام و طیور در زنجان به دلیل مسمومیت با گاز اسید جان خود را از دست دادند.
فردای آن روز انفجار تانکر گاز باعث کشته‌شدن دو کارگر و مجروح‌شدن دو کارگر دیگر شد. در همین روز یک کارگر حین کار از طبقه نهم یک ساختمان واقع در بزرگراه باکری به انتهای چاهک آسانسور در طبقه منفی ۲ سقوط کرد و جان سپرد و در اتفاقی دیگر دو کارگر شیرازی بر اثر یخ زدگی در مخزن آمونیاک جان خود را از دست دادند.
سالانه نزدیک به هزار و ۵۰۰ کارگر در ایران جان خود را در حوادث کار از دست می‌دهند. بی‌توجهی کارفرمایان به ایمن‌سازی کارگاه و آموزش‌ندیدن کارگران از جمله عوامل اصلی بالابودن میزان حوادث کار در ایران است.
آقای ربیعی وزارتخانه‌ی تحت مدیریت شما چه مسئولیتی در قبال این رخدادها داشته و در یک هفته‌ی گذشته دقیقا چه کرده‌اید؟ بهتر نیست کلاهتان را قدری بالاتر بگذارید؟


 کانال خمارمستی با مطالب متنوع به روز می شود...

خیزید و خز آرید که هنگام خزانست
باد خنک از جانب خوارزم وزانست
آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزانست
گویی به مثل پیرهن رنگ‌رزانست
                                                     منوچهری دامغانی
  • آرش وکیلی
  • شنبه ۱ مهر ۹۶

آغاز مهر و آواز عشق

تولدت مبارک مهرآواز ایران

لینک را بخوانید لطفا  ;)


  • آرش وکیلی
  • شنبه ۱ مهر ۹۶

کلاهبرداری یا آزمون استخدامی؟

این روزها از بالاترین مقامات رسمی مملکت تا آبدارچی مخصوص مدیر کوچک ترین واحدهای دولتی و نیمه دولتی و شبه دولتی همه از اقتصاد دانش بنیان صحبت می‌کنند و تنها راه نجات از بیکاری را کارآفرینی و اشتغال در شرکت‌های دانش‌بنیان اعلام می‌دارند. با این اوصاف وقتی که یکباره همه‌ی امکانات تبلیغاتی در صدا و سیما بسیج می‌شوند تا برگزاری نخستین آزمون استخدامی شرکتهای خصوصی و دانش‌بنیان» را بهه سمع و نظر خیل فارغ‌التحصیلان بیکار برسانند، نتیجه پیشاپیش مشخص خواهد بود... جوانان به سطوح آمده از بیکاری این فرصت را هم مغتنم شمرده به پایگاه اینترنتی مورد نظر هجوم می‌آورند تا از شرایط آزمون اطلاع یابند. شاید تا اینجا مورد مشکوکی به ذهن مخاطب نرسد ولی وقتی که نه از تاریخ دقیق آزمون نشانی پیدا می‌شود و نه از نام و مشخصات شرکت‌های متقاضی نیروی کار، شک و شبهه وجود متقاضی را فرا می‌گیرد. وقتی که مراحل ثبت نام پیش می‌رود و نوبت به انتخاب شغل مورد تقاضی می‌رسد بی‌شک تعجب و ابهام جای خود را به لبخندی سرد می‌دهد. فارغ‌التحصیلان دوره‌ی ارشد و دکترا که سال‌هاست رنج بیکاری را متحمل شده‌اند و با هزار امید و آرزو آمده‌اند تا در شرکتی دانش‌بنیان مشغول به کار شوند ناگهان با مشاغلی روبرو می‌شوند که هرگز در مخیله‌شان نمی‌گنجد. پس از چهار سال انتظار برای جذب نیرو در ارگان‌هایی همچون نفت و گاز و نهادهای فنی تخصصی، حالا وعده‌ی استخدام حداقل 5000 هزار نفر در شرکت‌های دانش‌بنیان آنها را به سامانه‌ی ثبت نامی کشانده و با مشاغلی همچون «تراکت پخش‌کن» و «باغبان» و «کارگر ساختمانی» و «نقاش ساختمانی» مواجه می‌شود... و این منظره به منزله‌ی آب سردی است بر پیکره‌ی دانش و دانشمند و دانش‌بنیان... تعجب‌ها وقتی بیشتر می‌شود که متوجه می‌شوی هزینه‌ی ثبت نامی بسیار بیشتری نسبت به سایر آزمون‌ها جمع‌آوری می‌شود و این آزمون قرار است به صورت اینترنتی برگزار شود! به راستی چه کسی مجوز چنین اقدام نابخردانه‌ای را صادر کرده‌است؟

اوضاع وقتی بغرنج‌تر می‌شود که یک روز مانده به پایان مهلت ثبت نام، مدیرکل هدایت نیروی کار و کاریابی‌های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برگزاری آزمونی تحت عنوان شرکت‌های دانش‌بنیان و خصوصی را غیرقانونی می‌خواند. حال باید دید تکلیف پول‌هایی که به حساب این سامانه ریخته شده چه می‌شود و بار دیگر چطور می‌خواهند فارغ‌التحصیلان بیکار و عمدتاً دهه شصتی‌ با مدارج عالیه را تحت فشار روانی و مالی قرار دهند.


پی‌نوشت: ممنون که کانال خمارمستی را دنبال می‌کنید...


دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز
دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز
فدای پیرهن چاک ماه رویان باد
هزار جامه تقوی و خرقه پرهیز

                                        حضرت حافظ
  • آرش وکیلی
  • دوشنبه ۲۷ شهریور ۹۶
اینجا دغدغه های روزانه ی یکی از اهالی ایران زمین را می خوانید